پرویز کریمی

روایت شیرین جهاد از شهریار تا قم

پزشکی که برای جهادی شیرین از شهریار به قم آمد تا از مردم بی دفاع این شهر در مقابل کرونا دفاع کند و لباس سپید پوشید و وارد میدان نبرد شد.

 

به گزارش پایگاه خبری راه مبین ، جنگ است و رزمندگان دوباره لباس رزم برتن کردند اما در این جنگ خبری از خاکریز و توپ و تانک نیست. در این جبهه لباس رزمندگان در خط مقدم سفید است و دشمن ویروسی هوشمند است که گلوی مردم جهان را دردناک فشار می دهد. دوماهی می شود که رزمندگان سفید پوش در سراسر کشور به ویژه شهر قم برای جنگ با این ویروس منحوس و دفاع از مردم وارد عرصه شده اند که دکتر پرویز کریمی یکی از همان هاست. دوباری می شود که از شهریار برای خدمت رسانی به مردم قم عازم این شهر شده و در کنار کادر درمان در بیمارستان های پرخطر کامکار و شهید بهشتی به ویزیت بیماران پرداخته است.

این روزها را گذرا و فرصتی برای خدمت می داند و به سوگند نامه بقراط پایبند است و می گوید: زمانی بود که کشور درگیر جنگ تحمیلی بود و مردم بسیج می شدند و به جبهه می رفتند و سینه رزمندگان آماج گلوله دشمنان می شد الان هم دچار وضعیت مشابهی هستیم و باید ما به عنوان پزشک در خط مقدم باشیم.

تمام حرفش این است که ما به عنوان پزشک نمی توانیم در کنج عافیت بنشینیم و ببینیم که مردم گرفتار هستند. مردم گرفتار هستند مستاصل و نگران هستند. باید به آنان کمک کنیم این وظیفه ذاتی ماست.

فروتنی در چهره اش موج می زند و اینگونه ادامه می دهد: کار خاصی هم نکردیم توفیق الهی بود که نصیب شد تا بتوانم برای کمک به مردم کشورم وارد این میدان شوم.

زمانی که حرف و عمل یکی باشد قطعا بردل می نشیند و حرفهای دکتر کریمی دل نشین است. طی کردن راه طولانی از شهریار برای درمان و ویزیت بیماران کرونایی در قم عین عمل است که نمی تواند فقط در کلامی بگنجد و عشق و ایثار را به نمایش می گذارد.

مجنون وار قدم در ره عشق گذاشته و وارد بیمارستان های کامکار و شهید بهشتی شده است تا نشان دهد: در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن/شرط اول قدم آن است که مجنون باشی.

خطر بیماری را به جان می خرد و با همرزمانش به مردم در بیمارستان های قم خدمت می کند و به بودنش و به همپای دیگر همکارانش در میدان نبرد باقی ماندند، افتخار می کند و می گوید: در این روزها مردم بیش از گذشته به ما نیاز دارند و استرس فراوانی را به جان می خرند و ما باید آلام دردهایشان باشیم.

دلدادگی و کمک به هم نوع در ایام نوروز زمان هفت روزی او را به قم کشاند و پس از عید نیز ۱۱ روز در بیمارستان های قم قسم بقراط را در معاینه بیماران زمزمه می کرد. برخی به او گفتند ماندن و ویزیت کردن بیماران در مطب آن هم در شرایط شیوع ویروس کرونا  ممکن است به قیمت جانت تمام شود اما عزمش را جزم کرده بود تا در کنار مردم باشد و شاید هم باور دارد که در سفر عشق خطر باید کرد.

از خانواده اش می گوید؛ «همسرم مشوقم بود و در این راه پرخطر مرا همراهی کرد و بردباری به خرج داد.»

گویا معنی جهاد در این خانواده تبلور یافته است و از یک خانواده ۵ نفره سه نفرشان در خط مقدم این جبهه قرار گرفتند. همسرش کارشناس بهداشت خانواده است و در بخش پاسخگویی به مردم در ارتباط با کرونا در مرکز بهداشت شهریار خدمت می کند. پسرشان نیز دانشجوی روانشناسی است که به جهادی ها پیوسته و در این گروه به مردم خدمت می کند. شاید همین همدلی موجب شده که دکتر کریمی این روزها آرامش داشته باشد.

دکتر کریمی معتقد است: هنوز جهاد ادامه دارد و اکنون که مردم بیش از هر زمانی چه از باب روحی و چه جسمی به ما پزشکان نیاز دارند و باید کنارشان بود. شاید بیمار هم نباشند اما همین که مراجعه می کنند و ما با آنان صحبت می کنیم آرام می شوند.این روزها استرس از مواجهه با بیماری بیشتر از این بیماری مردم را آزار می دهد.

او روزهایی را به خاطر دارد که کرونا در حال جولان دادن بود و هر روز شمار بالایی از مردم این شهر بی دفاع را ناجوانمردانه به قتل می رساند و فقط درد و غم و اندوه  را برای کادر درمان به ارمغان می‌آورد.

 
آقای دکتر از همرزمانش در قم می گوید: وقتی به قم  آمدم هر روز بر شمار بیماران اضافه می شد اما کادر درمان در این شهر به واقع برای شکست ویروس کرونا کمر همت بسته بوند.فداکاری ها و ایثارها با زمان جنگ هیچ تفاوتی نداشت.

چنان از عملیات های کادر درمان می گوید که با خودت گمان می کنی این فرشتگان سپید پوش مردان و زنانی از جنس دیگرند نه زمینی اند و نه ونوسی؛ شبیه همان هایی که عملیات فتح المبین را رقم زدند. شبیه همان هایی که با رمز یا الله عملیات و الفجر را رقم زدند و جنسشان خدایی است.

او کادر درمان را در قم اینگونه می شناسد: داوطلبانه به قم آمدم همان وقتی که فراخوان دادند. مردان و زنان کادر درمان از جان مایه می گذاشتند چه بسیاری از آنان که پیش از اعلام تشخیص این بیماری از وجود ویروس منحوس کرونا بی خبر بودند و نه تنها خودشان بلکه خانواده هایشان نیز با این بیماری دست به گریبان بودند. همانند دوران جنگ وصیت نامه می نوشتند و خود را سپر بلا می کردند.

توصیه هایی دارد و از مردم می خواهد که به تذکرات مسوولان و کادر درمان بیشتر توجه کنند و وضعیت کنونی را سفید تلقی نکنند به مردم از جانب ما سلام برسانید و بگویید کرونا هست و هر روز رنگ عوض می کند با رعایت موازین بهداشتی نه تنها جان خود بلکه جان خانواده و دیگران را نیز می توانید حفظ کنید.

نگران مردم است و به سوء استفاده شیادان اشاره دارد که از اضطراب مردم برای جمع آوری ثروت به قیمت جان مردم نسخه می پیچند و هر روز یک چیز عجیب را باب می کنند.

به اعتقاد او طب سنتی مکمل طب جدید است اما برخی افراد به اسم طب سنتی خون مردم را در شیشه می کنند و نسخه هایی که خودشان قبول ندارند برای مردم می پیچند و بر موج نگرانی مردم سوار می شوند و برای آگاهی بخشی برای نجات جان مردم از چنگ سودجویان باید تلاش بیشتری صورت بگیرد.

ماموریتش در قم تمام شده و حالا بعد از ۱۱ روز ماندن در قم و خدمت به مردم این شهر باید راه شهریار را پیش بگیرد، اما اینچنین می گوید: هرگاه نیاز باشد در کنار مردم ایستاده ام ما رزمنده ایم و برای نجات جان مردم به میدان نبرد آمده ایم.

جنگ، جنگ است و رزمندگان دوباره لباس رزم برتن کردند اما  در این جنگ خبری از خاکریز و توپ و تانک نیست. در این جبهه لباس رزمندگان در خط مقدم سفید است.

 

 

 

انتهای پیام/

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.