بهشت

چگونه عبادت کنیم تا راز و نیاز ما برای پاداش و ترس جهنم نباشد؟

هدف از خلقت جهان، یاد و ذکر خدا و نیاز انسان به خدا را فلسفه و چرایی عبادت نامیده‌اند که در صورت غرق شدن در آن انسان به ویژگی های شگفت انگیزی دست می یابد.

 

به گزارش پایگاه خبری راه مبین به نقل ازعبادت، اطاعت و پذیرفتن دستورات که است  در دنیای افراد معتقد به پروردگار تنها خداوند است که شایسته چنین اطاعت بی قید و شرط است. اما همین عبادت بی قید و شرط باید شرایطی داشته باشد تا صرفا برای ذات پروردگار بوده و از روی ترس و یا دریافت پاداش نباشد. اما چطور ممکن است؟

امروز باشگاه خبرنگاران جوان با جمع آوری اطلاعاتی پیرامون معنا و مفهوم عبادت , انواع آن به این سوال پاسخ می‌دهد، پس با ما همراه باشید.

.

عبادت به چه معناست؟

عبادت به معنای اطاعت و پیروی خاضعانه، حالتی در وجود انسان است که خود را در اختیار حقیقتی که او را آفریده، می‌بیند. هدف از خلقت جهان، یاد و ذکر خدا و نیاز انسان به خدا را فلسفه و چرایی عبادت نامیده‌اند.

عبادت را به اجباری و اختیاری تقسیم کرده‌اند. در قرآن و روایات آثاری مانند آمرزش گناهان، آرامش و سرور انسان، افزایش رزق و روزی، امامت، تقرب الهی و استواری در دین برای آن، ذکر شده است.

همچنین خلوص، اعتدال، صبر، علم، خشوع و طهارت را از آداب و شرایط عبادت دانسته‌اند. عبادت منحصر در مناسک عبادی نیست. دعا، تفکر و کسب روزی حلال را از مصادیق آن برشمرده‌اند.

در آیات و روایات تفاخر، تکبر، جهل، دنیاگرایی و حرام‌خواری از موانع عبادت محسوب شده است.

کتاب مقدس عبادت را به عنوان میثاقی با بنی‌اسرائیل مطرح کرده است.
مفهوم عبادت

عبادت را به پرستش، اطاعت و پیروی خاضعانه و خاشعانه و در مواردی به نهایت خضوع و فروتنی معنا کرده‌اند.

عبادت به این معنا حالتی در وجود انسان است که خود را نیازمند و در اختیار حقیقتی که او را آفریده است، ببیند.

علامه طباطبایی حقیقت عبادت را این می‌داند که بنده، خود را در مقام ذلت و عبودیت قرار داده و از هر چیز دیگر بریده، به یاد پروردگار خود باشد و او را ذکر گوید.

میل به خدمت و تقدیس موجودی برتر که مستحق این خدمت و تقدیس باشد نیز به عنوان حقیقت عبادت بیان شده است.

عبادت در اصطلاح قرآنی معنایی عام دارد و بسیاری از رفتار‌های انسان را اگرچه پیروی از شیطان و هوای نفس باشد، در برمی‌گیرد. بر اساس آیات قرآن مفهوم عبادت شامل عبادت دیگر انسان‌ها، عبادت هوای نفس، عبادت شیطان، عبادت بت‌ها و عبادت خداوند می‌شود.

مفهوم عبادت در علم فقه بر خلاف کاربرد عام قرآنی آن، فقط بر اعمال و مناسکی که به شرط قصد قربت انجام شود، اطلاق می‌شود و از آن‌ها به احکام تعبدیه نام برده می‌شود. مفهوم عبادت در عرف مردم در ضمن بعضی از مصادیق آن مانند نماز، روزه، حج، دعا و تسبیح شناخته می‌شود که از معنای قرآنی و فقهی آن محدودتر است.

شما به هر انگیزه‌ای که تشکر کنید؛ می‌شود عبادت. چون بشر در تشکر از انسان‌ها نیازی به آموزش ندارد؛ ولی در تشکر از خدا نمی‌داند که چگونه تشکر کند که لایق ایشان باشد، نیاز به آموزش دارد. به همین دلیل خداوند انبیا را فرستاده تا راه هدایت بشر و نحوه پرستش خدا را به آن‌ها آموزش دهند. پس هدف از عبادت، برطرف کردن نیازمندی‌های خداوند نیست؛ چرا که او وجودی نامحدود، نامتناهی و پیراسته از هر گونه نقص و نیاز و غنی مطلق است. پس احتیاجی به پرستش ما ندارد. در قرآن کریم آمده است: «اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید؛ خدا بی نیاز و درخور ستایش است» (ابراهیم، ۸) «زیرا هر که خدا را سپاس گوید به سود خود سپاس گفته، و هر که ناسپاسی کند، خدا بی نیاز و ستودنی است» (لقمان، ۱۲)

هدف از پرستش، تکامل خود ماست و عبادت، وسیله تکامل و سعادت ما محسوب می‌شود. عبادت غذای روح و طعام، مایه قوام جسم است؛ لذا خداوند در آیات متعددی از باب لطف و رحمتش، دستور عبادت به انسان را داده است. «این است پروردگار شما! هیچ معبودی جز او نیست. آفریدگار همه چیز است، او را بپرستید و او نگهبان و مدبر همه موجودات است» (انعام، ۱۰۲) در برخی دیگر از آیات به این موضوع اشاره شده است: رعد، ۳۶؛ یس، ۲۲؛ زمر، ۱۱؛ اسرأ، ۲۴؛ آل عمران ۶۴ و…

با عبادت به کجا برسیم؟

خداوندی که خالق تمام جهان و حتی بشر است؛ نیازی به بشر و عبادتش ندارد. زیرا بشر عبادت کند یا نکند، خدا هست و دنیا و تمام مخلوقاتش موجودند. ولی اگر بشر عبادت کرد -نه فقط نماز و روزه، زیرا تمام افعال ما که بر اساس اطاعت از خدا باشد، عبادت است.

  • اولا در دنیا سعادت‌مند شده، از زندگی در دنیا و همنشینی با مؤمنین لذت می‌برد، حیات و ممات او دارای انگیزه می‌شود.
  • ثانیا در آخرت هم سعادتمند می‌شود. کسی که در دنیا، لاابالی است، هر روز به فکر خودکشی است و در زندگی بی هدف است؛ لذا هر روز خسته‌تر از روز دیگر است. ولی انسان مؤمن به دلیل انگیزه الاهی که دارد؛ هر روز شادتر از روز دیگر و فعالتر از روز‌های گذشته است و در صدد جلب رضایت خداوند است.
  • ثالثا با عبادت به کمال مطلق (خداوند متعال) و رضوان او می‌رسیم که از هر چیزی زیباتر و شیرین‌تر است.

چه کنیم تا عبادت ما برای خدا باشد نه برای حب ذاتمان؟

اگر عبادت ما برای دریافت مزد (بهشت) و ترس از جهنم نباشد؛ می‌شود عبادت برای خدا. سعی کنیم در انجام عبادت به فرمایش امیر المؤمنین علیه السلام شبیه تاجران و بردگان خدا را عبادت نکنیم بلکه بخاطر تشکر از نعمت هایش و این که کمال مطلق است و لایق پرستش است او را عبادت کنیم.

بلا تشبیه، والدین به ما کمک مالی کنند یا نکنند؛ لایق احترامند. از احترام ما تشکر کنند یا نکنند؛ لایق احترام هستند. به ما محبت کنند یا نکنند، لایق احترامند. انسان به پدر احترام می‌گذارد به قصد رسیدن به ارث یا ترس از محروم شدن از ارث و یا، چون لایق احترام است. معلوم است که گزینه آخری کاملتر است. خداوندی که صاحب کون و مکان و رازق مادی و معنوی ماست، لیاقت پرستش ندارد؟

وقتی عبادت، واقعی شد یعنی خدا را بخاطر خدائیتش بپرستیم؛ می‌فهمیم که اگر خداوند به ما بهشت رضوان و دوری از جهنم را عطا می‌کند؛ این ریشه در فضل الاهی دارد. زیرا با عبادت و اعمال نیک (روزه و نماز و…) ما مستحق چیزی نمی‌شویم. از خدا طلبی نداریم. زیرا هر کار خیری که انجام داده ایم؛ با سرمایه خداست.

مثلا اگر انفاق کردیم؛ سرمایه اش، متعلق به خداست. وجودمان هم متعلق به خداست. عقل سالم و بدن سالم را خدا به ما داده است. پس با سرمایه خدا کار خیر انجام دادیم؛ چه توقعی داریم؟

اگر با وسیله نقلیه فردی، صاحب ماشین را جابجا کنید؛ نمی‌توانید بابت حمل و نقل منت بگذارید. بابت وقتتان می‌توانید منت بگذارید. یا فرزندی که با سرمایه پدر، سرمایه گزاری نماید؛ اگر پدر به ایشان چیزی داد، لطف کرده است. زیرا ایشان فقط می‌تواند مزد کارش را مطالبه کند؛ نه سرمایه را. گرچه پدر مالک صد درصد فرزند نیست. ولی خداوند مالک صد درصد بندگان و اموال در دستشان هست. وقتی عبادت به طمع چیزی نبود؛ دیگر عبادت و کار‌های خیر خود را هیچ شمرده و همیشه در مقابل خداوند احساس شرمندگی می‌کنیم. دیگر نماز و روزه خود را به رخ خدا نمی‌کشیم. زیرا که عبادت یک وظیفه و تکلیف عقلی است. پدر و مادری که به فرزند خردسال خود کمک می‌کنند؛ تا سالم بماند و در برابر مرض، سرما و گرما از ایشان محافظت می‌کنند؛ آیا از فرزندشان انتظار چیزی را دارند؟ خیر. بلکه خود را در مقابل حفاظت از کودک، مسئول می‌دانند.

ما اگر خود را در برابر هستی دهنده، خالق و آفرینند و روزی دهنده، مسئول بدانیم؛ دیگر از عبادت خسته نمی‌شویم و عبادتمان را هم به رخ خداوند نمی‌کشیم. مثل مادری که شب تا صبح، کنار بستر کودک بیمار دو ساله اش می‌نشیند؛ بدون آن که خسته شود. این کار را به عنوان یک وظیفه مادری انجام می‌دهد. ما بندگان هم در مقابل خدا وظیفه پرستش و جلب رضایت او را داریم. وظیفه هر بنده‌ای اطاعت از فرامین مولا و کسب رضایت اوست. این همان عبادت و پرستش است.

 

انتهای پیام/

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code